1) درپي شكوفايي اقتصادي سال جاري، شركت سايپا نسل هفدهم «پرايد» و شركت ايران خودرو نسل بيست و يكم «روآ» را وارد بازار كردند. در همين راستا مديرعامل دفتر جنرال موتورز در ايران اعلام كرد: «گرچه چندين سال از حذف تعرفه هاي واردات خودروهاي خارجي مي گذرد ولي با اين وجود، اعتراف مي كنيم ياراي رقابت با محصولات ايراني را نداشته و نداريم.»
2) نسل جديد سامانه ضدهوايي وزارت دفاع موسوم به «خورزو-ال 800» ديروز طي رزمايشي بكار گرفته شد. وزير دفاع ايران پس از مراسم طي مصاحبه اي مدعي شد اين سيستم موشك هاي ضدهوايي تاكنون 20 سفارش از كشورهاي گوناگون مثل فرانسه، روسيه، چين و ... داشته است كه البته به آنها نمي فروشيم. ايشان افزودند: «با استفاده از نانوتكنولوژي تواناييهاي منحصر به فردي دراين سامانه قرار داده ايم. برد هشتاد هزار كيلومتري، دقت هدف گيري در حد ده نانو سانتي متر، قدرت انفجاري سي مگاتن تي ان تي، قابليت استفاده در فصول مختلف سال در هر وضعيت جوّي و حتي در روزهاي تعطيل از مزاياي اين سامانه است كه در نمونه هاي خارجي وجود ندارد.»
3) امروز قرار است طي مراسمي در تالار همايشهاي بين المللي نهاد رياست جمهوري، بزرگداشت سالروز اجراي طرح هدفمندكردن يارانه ها برگزار شود. دبير اين همايش اظهار كرد: «همه ي ما دوران سخت پس از اجراي لايحه را به ياد داريم. نانهاي چند هزار توماني و كرايه هاي چند ده هزار توماني و قحط ميوه و برنج و روغن كه البته آن نرخهاي كذايي و فضايي هم در پي حذف چند صفر از پولمان مرتفع شد. و البته از ياد نخواهيم برد جان باختگان محترم آن سالها كه با خونشان به گردن ما حق زيادي دارند، ولي نبايد انصاف را كنار گذاشت. به هر حال پس از آن دوران مردم شاهد اين بودند كه تورّم از سي و هفت هشت درصد به زير سي درصد كاهش يافت و نرخ بيكاري بيش از همان بيست درصدي كه بود نشد! هرچه نباشد مردم از اينكه انرژي هسته اي به سر سفره هايشان راه پيدا كرده خرسند هستند و خدا را شاكر.»
4) معاون بازرگاني رئيس جمهور در كنفرانس خبري كه به مناسبت هفته ي صادرات برگزار شد به خبرنگاران گفت: «الحمدلله خيلي زود به چشم انداز ايران 1404 رسيديم و ا كنون مفتخريم اعلام كنيم برنج ما به كشورهاي تايلند، اوروگوئه، پاكستان و هند؛ زيتون ما به مناطق فلسطين اشغالي؛ گلابي ما به تركيه و لبنان؛ گندم ما به امريكاي جهانخوار و هشتاد و هفت كشور ديگر؛ عطر ما به فرانسه؛ حاجي هاي ما به عربستان سعودي و ساير محصولاتمان به كشور چين صادر مي شوند. ضمنا مفتخريم بگوئيم تراز بازرگاني ما به سمت صادرات سنگيني و به سمت واردات احساس سبكي مي كند!»
5) قرار است ناظران ثبت ركوردهاي گينس امروز همزمان با رئيس جمهوركشورمان وارد ونزوئلا بشوند. اين اقدام در پي آن صورت مي گيرد كه آقاي هوگو چاوز در آستانه ي سي امين سال تكيه زدن به كرسي رياست دولت ونزوئلا، از آنها(ناظران كتاب گينس) خواسته تعداد سفر رئيس دولت ايران به اين كشور را بعنوان بيشترين تعداد دفعات سفر يك مقام رسمي خارجي به پايتخت يك كشور ديگر در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت برسانند. معاون اول رئيس جمهور ادعا كرده از اين موضوع بي اطلاع است ولي اگر چنين باشد باعث افتخار ملّت ما و نشاندهنده عمق روابط ايران و ونزوئلا خواهد بود.
پ.ن: بعد از مدتها خاک گرفتن مخ مبارک این نوشته ی سبک را قبول کنید لطفا!
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/10/22ساعت 10:42  توسط شیخ ابو امیر
|
ناطق سپس افزود: «پدر و پسر دعوا کنند، ابلهان باور کنند!» اینکه بین یک پدر و پسری مرافعه پیش بیاید طبیعیست. اصلاً اگر پیش نیاید یک جای کار بدجوری می لنگد و چه بسا در موارد اینچنینی دست عوامل بدخواه بیگانه هم در میان باشد.
یکی از حضّار سوال کرد: با احتساب گفته ی حضرتعالی آن پدر و فرزندهایی که بینشان شکرآب نیست غیر آدمیزادند؟!
ناطق لبخندی زد و گفت: پس چه؟ آدمیزادند؟! معلوم است که نیستند. آدم عاقل باید روابط حسنه اش را با ابوی اش به گونه ای جلو ببرد که حسادت همسایه ها و سایر اهالی منزل را بر نیانگیزد. یعنی با پا پس زدن و با دست پیش کشیدن، یا شاید هم بالعکس! ولی نکته ی مهم اینجاست که نباید پدر و پسرها خیلی هم قربون صدقه ی هم بروند، اگر بروند آنوقت است که چشم بقیه از حسادت بترکد و بپاچد به در و دیوار. برای همین است که گهگداری خوب است با هم دعوا کنند، تو سر و کلّه ی هم بزنند، حرف هم را سبک کنند و بگویند «گور بابای فلانی، گفته که گفته، برای خودش گفته» و بعد همان کار خودشان را بکنند و طرف را به هیچ جایشان حساب نیاورند!
در این لحظه بغضی توی گلوی ناطق نشست، سرش را دور از میکروفن گرفت، از روی میز دستمالی برداشت و فین کرد. بعد هم یکی دو قورت آب خورد و ادامه داد: خدا اموات همه ی جمع حاضر را بیامرزد. آقام وقتی بچّه بودم ترکه ی انارین کف پام می زد، فلفل می گذاشت روی زبانم، یک وقتهایی هم که آمپرش بالاتر بود با انبر داغم می کرد! ولی همیشه جلوی بقیه تعریف می کرد «من از این دنیا همین بنده زاده را دارم که خدا برایم نگهش دارد الهی. قرار است نام و رسم خانوادگی را همین پدرسوخته حفظ کند.»
دوباره ناطق سرش را گرفت آنطرف ودستمال برداشت و ... . سرفه ای کرد و گفت: اصلاً یک وقتهایی میشد پدرجانم از داربست مو آویزانم میکرد تا درس عبرتی بشوم برای سایر حضرات، یا مجبور می شدم پشت در بخوابم. اینها مهم نیست، مسائل داخلی است که به احدی مربوط نمی شود و نبایداز چهار دیواری خانه درز کند بیرون. فوقش بچه میمیرد، باغچه را می کنند و چالش می کنند. چیزی که زیاد است از این بچه مچه ها! ولی مهم اینست که آدم اگر پسرش کوتوله و خرفت و ملنگ هم باشد باید جلوی سایرین ازش تعریف تمجید کند و "آقازاده آقازاده" از دهنش نیافتد بلکه دیگران جرات نگاه چپ کردن به او را به خود راه ندهند. حکایت خاله سوسکه و پای بلوری فرزندش!
شخصی داخل جمعیت گفت: ولله پدر ما نه پوست از سرمان کند نه توی گونی مان کرد ببرد بیابان ولمان کند. همیشه هم جلو و پشت دیگران مجیزمان را گفت و لوسمان کرد. نه کسی حسودی کرد و وردی خواند که بلائی سرمان آمده باشد نه حرفمان افتاد سر زبان این و آن که مثلاً این پدر و پسر باهم اختلاف دارند. این چه مرضی است که آدم آن کارها را بخواهد بکند؟
ناطق پوزخندی زد، سرش را خاراند و گفت: شما نمی دانید. من از روی سند حرف می زنم. به شما اطلاعات غلط داده اند، اسنادش هم موجود است! کلاً «چوب بابا گله هرکی نخوره خله» شما نخورده اید و این حرفها را می زنید عیب کار از بنده و ابوی مرحومم نیست که. هست؟؟! شاید ننه ی شما اسپند دانه ای چیزی بافته بوده بالاسر خانه تان آویزان کرده بوده. ننه ی ما که از این هنرها نداشت.
در اواخر جلسه ناطق تصریح کرد: از این دعواها همیشه بوده. حالا هم هست. بعدا هم تمام نمی شود. مطمئن باشید هیچ پدری به بد پسرش راضی نیست، نمی خواهد یک مو هم از تنش کم بشود.
صدای داد کسی آمد که: پس پسر چه؟ اگر روزی رسید که برای ارث خوری کلّه ی پدرش را هم زیر آب کرد حکمش چیست؟
ناطق تاب نیاورد و کفشش را به طرف چانه ی همان شخص پرت کرد. بعد هم جلسه شلوغ شد و حرفهای ناطق ناتمام ماند...
+ نوشته شده در یکشنبه
1388/05/11ساعت 1:2  توسط شیخ ابو امیر
|